ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

6

مجمع التواريخ ( فارسى )

كرده خود را بتعجيل برسانند و چون شاه نواز خان با سپاه خود بقريهء ده شيخ كه سه چهار منزلى قندهار است رسيد بمصلحت امير اويس و غيره سرداران برادرزادهء خود اسكندر ميرزا را كه در ميان فرقهء گرجيه به الكسندل ميرزا مشهور بود سر فوج نموده با عمدهء سپاه خود بر سر ياغيان كاكرى فرستاد و جميع سركرده‌ها را كه سر خيلان فوج قندهار بودند بگرو نزد خود در آنجا نگاه داشت بتمهيد آنكه اگر سرداران همراه فوج باشند شايد در جنگ كوتاهى نموده گريخته به وطن خود روند و اگر در نزد او حاضر باشند باز تدارك ممكن است و من جملهء آنها امير اويس نيز بود و چون عمدهء فوج بر سر مهم رفتند و قدرى شاگرد پيشه و عملهء كارخانجات و چند نفر معدودى از يوزباشيان با گرگين خان باقى ماندند امير اويس اول شخصى را بعنوان خفيه نزد سركردگان فرقهء كاكرى فرستاد كه شما مقدمه را طول داده گاهى دم از صلح و گاهى دم از جنگ زنيد تا من در اينجا كار بمدعى سازم ، آنگاه شخصى ديگر را بنزد فوجى كه در ملك خود گذاشته بود فرستاد كه خود را بتعجيل تمام در عرض سه چهار روز به من رسانيد . چون لشكر او نزديك رسيدند به قدر دو صد سوار كار آمدنى از آن عسكر بعنوان خفيه طلبيد و خود در وقت رسيدن آن قشون كه قريب نصف شب بود سوار شده بر در حرم سراى گرگين خان آمد بقولى آنكه بىمحابا بر گرگين خان ريخته او را دستگير نمود و بروايتى اينكه بدست خواجه سرا بگرگين خان پيغام فرستاد كه خبر موحشى از فوجى كه بر سر ياغيان رفته به من رسيده بايد بندگان خان زود تشريف آرند كه عرض نمايم و تداركى كه درخور آن باشد كرده شود . چون گرگين خان از حرم بيرون آمد او را دستگير كرده همان دم بدست مراد خان نام افغانى كه گويند خنثى بود بقتل رسانيد و همچنين در همان گرمى بخيمهء يك يك سرداران رفته بحيله همهء آنها را بقتل آورد ، آنگاه فى الفور اسباب و يراق و لباس فوج گرگين خان را بافاغنهء خود پوشانيده بهيئتى كه گرگين خان در سوارى ميبود خود را آراسته متوجه قندهار گرديد و بمردم خود تأكيد نمود كه هر كس پيشتر از فوج او